$ ~/blog/dividends-explained

همه مقالات

سود تقسیمی به زبان ساده: شرکت‌ها چگونه به سهامداران پول می‌دهند

سود تقسیمی چگونه کار می‌کند، چرا قیمت سهم در تاریخ حذف سود افت می‌کند، بازده سود تقسیمی واقعاً چه می‌گوید و چرا بازده خیلی بالا معمولاً هشدار است نه فرصت.

تیم پاپرینو5 دقیقه مطالعه

سود تقسیمی یعنی شرکت بخشی از سودش را مستقیماً به سهامداران بپردازد، معمولاً به شکل نقدی. اگر ۵۰۰ سهم داشته باشید و شرکت سود تقسیمی ۰.۴۰ دلار به ازای هر سهم اعلام کند، ۲۰۰ دلار به حسابتان می‌رسد.

این واقعاً پول نقد در دست است و به همین دلیل کسانی را جذب می‌کند که به‌جای رشد قیمت، دنبال درآمد هستند. به همین دلیل هم بیش از هر چیز دیگری بد فهمیده می‌شود.

چهار تاریخ

هر سود تقسیمی از یک توالی ثابت عبور می‌کند و تنها یکی از این تاریخ‌ها تعیین می‌کند که آن پول به شما می‌رسد یا نه.

تاریخچه اتفاقی می‌افتد
اعلامشرکت مبلغ و زمان‌بندی را اعلام می‌کند
حذف سودخط پایان. اگر در این روز یا بعد از آن بخرید، این پرداخت به شما نمی‌رسد
ثبتشرکت فهرست مالکان سهم را بررسی می‌کند
پرداختپول واقعاً به دست شما می‌رسد

آنکه باید بشناسید تاریخ حذف سود (ex-dividend) است. برای دریافت سود تقسیمی باید سهم را پیش از آن روز در اختیار داشته باشید — نه در خودِ آن روز.

چرا قیمت در تاریخ حذف سود پایین می‌آید

این همان بخشی است که مردم را غافلگیر می‌کند و یک تصور محبوب را از هم می‌پاشد.

وقتی شرکتی پول نقد پرداخت می‌کند، نقدینگی کمتری دارد. کسب‌وکار دقیقاً به همان اندازه کم‌ارزش‌تر از دیروز است. بنابراین در تاریخ حذف سود، قیمت سهم معمولاً به‌اندازه تقریبیِ همان سود تقسیمی پایین‌تر باز می‌شود.

یعنی نمی‌توانید با خریدن سهم در روز قبل از حذف سود، گرفتن پرداخت و بعد فروختن آن، سود کنید. پول را می‌گیرید و سهمی در دست دارید که تقریباً به همان اندازه کم‌ارزش‌تر شده. هر استراتژی‌ای که روی «شکار سود تقسیمی» بنا شده باشد، دارد با همین حساب‌وکتاب می‌جنگد، به‌علاوه هزینه معامله و مالیات.

سود تقسیمی پول مجانی نیست که روی دارایی شما اضافه شود. یک انتقال است: ارزش از درون شرکت به حساب شما جابه‌جا می‌شود. اینکه این کار خوب است یا نه، کاملاً به این بستگی دارد که شرکت در غیر این صورت با آن پول چه می‌کرد.

بازده سود تقسیمی و آنچه پنهان می‌کند

بازده سود تقسیمی یعنی سود تقسیمی سالانه تقسیم بر قیمت سهم، به‌صورت درصد. سود تقسیمی سالانه ۲ دلار روی سهمی ۵۰ دلاری، بازده ۴ درصد است.

دقت کنید که قیمت سهم در مخرج نشسته. این یک پیامد دارد که مردم مدام از قلم می‌اندازند:

بازده می‌تواند بالا برود چون پرداخت زیاد شده — یا چون قیمت فرو ریخته.

شرکتی که قیمت سهمش پس از خبر بدی نصف شده، بازدهی دو برابر نشان می‌دهد، درست تا لحظه‌ای که سود تقسیمی‌ای را که دیگر از پسش برنمی‌آید قطع کند. فهرست‌هایی که بر اساس «بیشترین بازده» مرتب شده‌اند، اغلب فهرست شرکت‌های گرفتار هستند.

بازدهی که خیلی بالاتر از دامنه معمول صنعت خودش باشد، یک پرسش است نه یک فرصت. بازار دارد ریسکی را در قیمت لحاظ می‌کند. قدم بعدیِ مفید این است که بفهمید آن ریسک چیست — نه اینکه فرض کنید بقیه آن را ندیده‌اند.

به‌جای آن به چه چیزی نگاه کنید

نسبت پرداخت سود. چه بخشی از سود شرکت توزیع می‌شود. شرکتی که بیشتر از آنچه درمی‌آورد پرداخت می‌کند، دارد سود تقسیمی را از محل ذخایر نقدی یا بدهی تأمین می‌کند و این کار تا ابد ادامه پیدا نمی‌کند.

اینکه آیا جریان نقدی واقعی پشتش هست. سود حسابداری و پول نقد دو عدد متفاوت‌اند. سود تقسیمی نقدی پرداخت می‌شود.

سابقه. آیا شرکت در یک دوره رکود سود تقسیمی‌اش را حفظ کرده یا حتی افزایش داده، یا همین که کار سخت شد آن را قطع کرده است؟ قطع سود تقسیمی یکی از قوی‌ترین سیگنال‌های منفی‌ای است که یک شرکت می‌تواند بفرستد و دقیقاً به همین دلیل هیئت‌مدیره‌ها تا آخرین لحظه در برابرش مقاومت می‌کنند.

اینکه اصلاً باید چنین پرداختی داشته باشد یا نه. یک شرکت جوان با فرصت‌های رشد قوی که همه‌چیز را دوباره سرمایه‌گذاری می‌کند، اغلب دارد تصمیم بهتری به نفع سهامداران می‌گیرد — فقط همین حالا چیزی به شما نمی‌دهد.

مالیات، کوتاه ولی مهم

سود تقسیمی معمولاً مانند درآمد مشمول مالیات می‌شود و برای سرمایه‌گذار بین‌المللی اغلب دو بار: یک بار به‌صورت مالیات کسرشده در مبدأ در کشور شرکت، و بار دیگر در محل زندگی شما، که گاهی با یک قرارداد مالیاتی دوجانبه کاهش می‌یابد.

برای کسی که سهام خارجی نگه می‌دارد، این کسر در مبدأ می‌تواند بی‌سروصدا بخش بزرگی از درآمد را ببرد — معمولاً در محدوده ۱۵ تا ۳۰ درصد، بسته به کشور و قرارداد. این هزینه واقعی است و هرگز در عدد تبلیغاتی بازده ظاهر نمی‌شود، پس ارزش دارد پیش از بنا کردن هر برنامه‌ای بر درآمد سود تقسیمی بررسی شود.

بازخرید سهام: راه دیگر برگرداندن پول

شرکت به‌جای پرداخت سود تقسیمی می‌تواند سهام خودش را از بازار بازخرید کند. آن وقت تعداد سهام باقی‌مانده کمتر می‌شود، پس هر سهم باقی‌مانده نماینده تکه کمی بزرگ‌تری از کسب‌وکار است.

از نظر اقتصادی این دو خویشاوند نزدیک‌اند. تفاوت عملی: سود تقسیمی همین حالا به شما پول نقد و یک رویداد مالیاتی می‌دهد؛ بازخرید سهم اندکی مالکیت بیشتر می‌دهد و مالیات فوری ندارد. هیچ‌کدام به‌طور خودکار بهتر از دیگری نیست.

خلاصه کوتاه

سود تقسیمی ارزش را از شرکت بیرون می‌آورد و به حساب شما می‌برد — آن را نمی‌آفریند. قیمت به همان نسبت تعدیل می‌شود. بازده نسبتی است که قیمت در مخرجش نشسته، پس وقتی اوضاع خراب می‌شود بالا می‌رود؛ و بالاترین بازده‌های هر فهرستی، بیشتر سزاوار بدگمانی‌اند تا شوق.

این مطلب صرفاً محتوای آموزشی عمومی است و مشاوره مالی نیست. نحوه مالیات‌ستانی از سود تقسیمی و نرخ کسر در مبدأ بسته به کشور و قراردادهای دوجانبه تفاوت زیادی دارد؛ پیش از تکیه کردن بر درآمد سود تقسیمی، وضعیت خودتان را بررسی کنید.

مقالات مرتبط